|
به وبلاگ بزرگ دين و دانش خوش آمديد وبلاگ دين و دانش وابسته به كانون فرهنگي هنري قائم شهرستان كاشمر ميباشد و فعاليتش را زير نظر كانون مذكورانجام ميدهد و هدف ما ازايجاداين وبلاگ، گسترش فعاليت هاي كانون واطلاع رساني در سطحي بسيار بزرگ و تلاش ما ايجاد وبلاگي با ارزش چه از لحاظ دين و عرفاني و چه از لحاظ علمي و فرهنگي است. وبلاگي كه هم اكنون در آن به سر ميبريد وبلاگ بزرگ دين و دانش است و شما براي استفاده ي از ساير بخش هاي وبلاگ مي توانيد به ستوني كه كه شامل بخشهاي مختلف وبلاگ است مراجعه فرماييد. اميد واريم با هربار وارد شدن به اين وبلاگ و خواندن مطالب جديد و ان شاءالله مفيد اين وبلاگ بر آگاهيتان افزوده شود. وبلاگي كه اميد واريم از آن خوشتان بيايد و در صفحه ي favorites شما جايي هميشگي داشته باشد. امين شيرازي
پست الکترونيک آرشيو مطالب نويسندگان
آرشيو مطالب
جستجو
بخش هاي مختلف وبلاگ
فعالیت های کانون قائم (عج) کاشمر
تصاویرمذهبی وبلاگ دين و دانش هوا فضا ورزشی کامپیوتر دین و مذهب معرفی رشته های دانشگاهی پيوندهاي روزانه
نظر سنجي
خبرنامه
آمار وبلاگ
|
وبلاگ بزرگ دین و دانش
کانون فرهنگی هنریی قائم کاشمر معراج
جبرئیل به محمد پیامبر در شب معراج جهنم را نشان میدهد که در آن شیطانی سبز رنگ نگاهبان زنانی است که در نتیجه دروغ گفتن به شوهرانشان و خارج شدن از خانه بدون اجازه آنان، با قلابهایی از زبان آویزان شده و در میان شعلههای آتش میسوزند و بدینسان عذاب میبینند. (مینیاتور ایرانی متعلق به قرن ۱۵ میلادی) مسلمانان طبق آیات قرآن به سیر شبانه محمد بن عبد الله پیامبر خود از مسجد الحرام به مسجدالاقصی[۱] و عروج جسمانی او از مسجد الاقصی به آسمان اعتقاد دارند و این واقعه را معراج مینامند. همچنین در ادیان دیگر نیز وقایع مشابه (عروج به آسمان) گزارش شده است، مانند: اشعیا نبی در یهودیت، پولس رسول در مسیحیت و کرتیر موبد در زرتشتی. حدیث معراجعلامه طباطبائی در تفسیر خود ذیل آیه اول سوره اسراء براساس حدیثی از جعفر صادق به نقل از پیامبر اسلام، چنین به تشریح سفر آسمانی او می پردازد: سوار شدن بر بُراقجبرئيل و ميكائيل و اسرافيل به منظور سفر محمد به آسمان مرکبی موسوم به براق را براى او آوردند، يكى مهار آن را گرفت و ديگرى ركابش را و سومى جامه محمد را در هنگام سوار شدن مرتب كرد، در اين موقع براق بناى چموشى گذاشت كه جبرئيل او را لطمهاى زد و گفت: آرام باش اى براق، قبل از اين پيامبر، هيچ پيامبرى سوار تو نشده، و بعد از اين هم كسى همانند او، سوارت نخواهد شد. و سپس با براق معراج آغاز شد. منادی از چپ و راست و ندای زنی با دستان برهنهسپس منادی از چپ و منادی از راست و زنی با دست و ساعد برهنه محمد را به خود می خوانند ولی وی به هیچ یک توجه نمی کند. توقف و نماز در طور سینا ، بیت الحم و سپس بیت المقدسسپس محمد در طور سینا محل سخن گفتن خدا با موسی و بیت الحم محل تولد عیسی توقف کرده و نماز می خواند، و سپس به بیت المقدس می رود. در آنجا به ابراهيم خليل و موسى و عيسى در ميان عدهاى زیاد از انبياء برخورد می کند كه همگى مهياى نماز بودند و جبرئيل بازوى محمد را گرفته و جلو برده و بر آنان امامت کرده نماز می گزارند. پیشنهاد آب و شراب و شیر به وی و تاویل آنهاشخصی پیش وی رفته، و سه ظرفِ آب ، شراب و شیر به وی تعارف می کند و محمد شیر را انتخاب می کند. جبرئیل می گوید هدایت شدی و امتت نیز هدایت شد، و محمد می شنود که کسی می گفت اگر آب را انتخاب می کرد، غرق می شد و امتش نیز غرق می شد و اگر شراب را انتخاب می کرد، هم خودش و هم امتش گمراه می شدند. سپس جبرئیل می گوید اگر به منادی سمت راست پاسخ می دادی، امتت بعد از خودت به يهودىگرى مىگرائيدند و اگربه منادی سمت چپ پاسخ می دادی امتت بعد از تو مسيحى مىشدند و اگر به زن با دستان برهنه که نشانه دنیا بود پاسخ می گفتی، امتت دنيا را بر آخرت ترجيح مىدادند. صعود به آسمان دنیا(آسمان اول)سپس محمد با جبرئیل بالا می روند تا به آسمان دنیا صعود می کنند، در آنجا فرشته ای به نام اسماعیل که مسئول دفع شیاطین با شهاب است را ملاقات می کنند. و پس از معارفه محمد به وی توسط جبرئیل اجازه صعود توسط فرشته صادر می شود و فرشته در را باز می كند، محمد به او سلام می كند او نيز به محمد سلام میكرد و برای یکدیگر استغفار می کنند. آسمان دوم
محمد سوار بر براق به همراه جبرئیل در شب معراج جهنم را میبیند که در صحنی از آن شیطانی سرخ، نگاهبان زنانی است که به دروغ، فرزندان حرامزادهشان را به شوهرانشان منتسب نمودهاند و برای عذاب دیدن با قلابهایی از سینه آویزان شده و در میان شعلههای آتش میسوزند. (مینیاتور ایرانی متعلق به قرن ۱۵ میلادی) محمد پس از ورود به آسمان دوم همه فرشتگان را خوش و خندان می یابد، جز یک فرشته بسیار بزرگ را که دائم غضبناک بود. که جبرئیل وی را خازن و مالک جهنم معرفی می کند. محمد درخواست می کند که آتش دوزخ را به وی نشان دهند. که او پرده از آتش بر می گیرد و زبانه ای از آتش به آسمان می رود که محمد گمان می کند او را در بر خواهد گرفت، و سپس پرده را بر می گرداند. سپس مردى گندمگون و فربه می بیند و متوجه می شود وی آدم ابوالبشر است، وسپس به آدم سلام می کند و آدم هم به وی سلام می کند و برای یکدیگر استغفار می کنند و آدم او را تهنیت گفته به پیش می روند. سپس ملک موت، عزرائیل را می بینند و عزرائیل را محمد را مژده می دهد که تمامى خيرات را مىبينم كه در امت تو جمع شده. سپس فرشتگانی را می بیند که هر یک دعایی می کنند از جمله فرشته ای که دعا می کند:«بار الها اى خدايى كه ميان آتش و آب را سازگارى دادى ميان دلهاى بندگان با ايمانت الفت قرار ده» یا دیگری که دعا می کند: «پروردگارا به هر كسى كه انفاق مىكند خلف و جايگزينى عطا كن و به هر كسى كه از انفاق دريغ مىورزد تلف و كمبودى ده.» سپس برخی از اهل جهنم شامل حرام خواران و سخنچينان و مسخرهكنندگانند، آنان که نماز را سبک بشمارند و كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم مىخورند ، ربا خواران و آل فرعون و زنان بدکاره برخورد می کنند و سپس فرشتگانی با اندامهای عجیب و غیر متعارف که همه تسبیح خدا می کنند می بینند. سپس به آسمان دوم صعود می کنند و عیسی و یحیی را که جبرئیل آنها را دو پسر خاله های وی معرفی می کند ملاقات کرده با یکدیگر سلام کرده و برای یکدیگر استغفار می کنند. آسمان سومدر آسمان سوم مرد بسیار زیبایی را می بیند که جبرئیل او را یوسف معرفی می کند.و با یکدیگر سلام کرده و برای یکدیگر استغفار می کنند و یوسف مثل همه انبیاء دیگر می گوید: «مرحبا به پيغمبر صالح و برادر صالح و مبعوث در زمان صالح.» آسمان چهارمدر آسمان چهارم ادریس که خدا او را به مقام رفیع مرتبت داده می بیند و با او مثل دیگران تهنیت می گوید. آسمان پنجمدر آسمان پنجم محمد مردى سالخورده و بزرگ چشم می بیند که هرگز پير مردى به آن عظمت نديده است، و نزد او جمع كثيرى از امتش بودند که از كثرت ايشان تعجب می کند و جبرئيل او را، پيغمبرى كه امتش دوستش مىداشتند، هارون پسر عمران، معرفی می کند. آسمان ششمدر آسما ن ششم، مردى بلند بالا و گندمگون می بیند كه موی بدنش زیاد بود، و می شنود كه مىگوید: «بنى اسرائيل گمان كردند كه من محترمترين فرزندان آدم نزد پروردگار هستم و حال آنكه اين مرد گرامىتر از من است» و جبرئيل او را موسى بن عمران معرفی می کند و بار دیگر با وی مثل دیگران تهنیت می گوید. آسمان هفتمدر آسمان هفتم، مردى كه سر و ريشش جو گندمى، و بر كرسى نشسته بود می بیند و از جبرئيل می پرسد اين كيست كه تا آسمان هفتم بالا آمده و كنار بيت المعمور در جوار پروردگار عالم مقام گرفته؟ و او جواب می دهد، اى محمد اين پدر تو ابراهيم است در اينجا محل تو و منزل پرهيزكاران از امت تو است. و سپس آیه ۶۸ آل عمران را تلاوت می کند. و ابراهیم محمد و امتش را به خیر بشارت می دهد. و سپس بهشت را به محمد نشان می دهند. بازگشتدر مراجعت در بیت المقدس فرود آمد و راه مکه را پی گرفت. او در میان راه به کاروان بازرگانی قریش برخورد و در حالیکه آنان شتری را گم کرده بودند و به دنیال آن میگشتند، از ظرف آبی که آنجا بود مقداری آب خورد و باقی آن را بر روی زمین ریخت. بنا به روایتی سرپوشی بروی آن گذاشت. تا پیش از طلوع خورشید در خانهٔ «امهانی» فرود آمد و برای نخستین بار راز خود را به نزد او بازگفت. در روز همان شب محمد در مجامع و محافل قریش پرده از راز خود برداشت. داستان معراج که در میان قریش امری محال بود در تمام مراکز دهن به دهن گشت و موجبات نگرانی سران قریش را پیش آورد.[۲] قریش نیز چون همیشه به تکذیب او پرداخت و در تایید این ادعا گفتند: «کسانی در مکه هستند که بیت المقدس را دیدهاند، اگر راست میگویی ویژگیهای ساختمان بیت المقدس را تشریح کن.» بر پایهٔ روایات محمد نیز به تشریح خصوصیات ساختمان بیتالمقدس پرداخت و حتی حوادثی را که در میان مکه و بیت المقدس بر او گذشته بود بازگو کرد و گفت: «در میان راه به کاروان فلان قبیله برخورد نمودم و شتری از آنها گم شده بود و در میان اثاثیهٔ آنها ظرفی پر از آب بود و من از آن نوشیدم و سپس آن را پوشانیدم[۳] و در نقطهای به گروهی برخوردم که شتری از آنها رمیده و دست آن شکسته بود.»[۴] قریش پرسیدند: از کاروان قریش خبر ده. محمد گفت آنها را در «تنعیم» (ابتدای حرم است) دیدم و شتر خاکستری رنگی در پیشاپیش آنها حرکت میکرد، و کجاوهای روی آن گذارده بودند و کاکنون وارد شهر مکه میشوند. قریش که از صدق خبر او نگران و سخت عصبانی شده بودند، گفتند اکنون صدق و کذب گفتار تو بر ما روشن میشود. چیزی نگذشت که طلائع کاروان وارد شهر شد و «ابوسفیان» و مسافران جزئیات گزارشهای محمد را تصدیق کردند.[۵][۶]
|+| نوشته شده توسط امین شیرازی و مهدی صالحی در ساعت
|